معين الدين محمد زمچى اسفزارى
307
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
چمن چهارم از روضهء پنجم در ذكر : « قهستان » و « سجستان » و « فراه » و « قندهار » و « گرمسير » و « غور » و « غرجستان » قهستان ولايتى است وسيع با توابع بسيار و منافع بيشمار ، و اهل آنجا مردم كافى و با تربيت باشند ، و بعضى از ايشان را بالحاد متهم ميدارند خصوصا مردم بلوك « بهار جان » را . « 1 » [ و مردم « تون » اكثر برفض منسوباند ، حاصل الامر ] مردم نيك آن ولايت بغايت نيكاند و بدان ايشان بسيار بد . و « 2 » گويند طول و عرض آن ولايت چهار صد فرسنگ در چهار صد فرسنگ است ، و بدان سبب چهار صد قهستان ميگويند ، و مردم آنجا اكثر نويسنده و اهل حسابند ، و بعضى از اهالى آنجا حسن صباح را در وقت خروج او مدد كرده بودهاند « 3 » و بمزخرفات باطل او گرويده بدينجهت « 4 » بعضى از ايشان را بالحاد تهمت ميكنند ، و چنان مشهور است كه حالا نيز از چند موضع آنجا خراج حسن صباح جدا كرده بسر گور او ميفرستند « 5 » ، [ تا غايتى كه ميگويند بعضى پيره زنان از هرده كلابه ريسمان كه ميريسند يك كلابه عشر حسن صباح - كه او را ايشان امام ميگويند - جدا ميسازند ] . « 6 » اما آنچه از مردم ايشان عقيده
--> ( 1 ) - عبارت : [ و مردم تون اكثر برفض منسوباند حاصل الامر ] از زيادات مج مىباشد . ( 2 ) - مج : بسيار بد و گويند طول . مك : بسيار بد و طول . ( 3 ) - مج : بودهاند . مك : بودند . ( 4 ) - مج : جهت بعضى از ايشان . مك : جهت ايشان . ( 5 ) - عبارت : [ تا غايتى كه ميگويند . . . جدا ميسازند ] از زيادات مج مىباشد . ( 6 ) - ظهور اسمعيلية يكى از مظاهر جنبشهاى ملى ايرانى است كه براى محو نفوذ سياسى و فكرى تازيان در قرون اوليه اسلامى بصورتهاى گوناگون بروز و ظهور ميكرده است . مؤسسين اين فرقه ايرانيانى بودند كه تازيانرا دشمن ميداشتهاند مانند : عبد الله بن ميمون القداح